نماز قصر در مسافرت
و اذا ضربتم فى الارض فلیس علیكم جناح ان تقصروا من الصلوه ان خفتم ان یفتنكم الذین كفزوا ان الكافذین كانوا الكم عدوا مبینا (86)
ترجمه : و هنگامى كه سفر كنید گناهى بر شما نیست كه نماز را كوتاه كنید اگر فتنه (و خطر) كافران بترسید، زیرا كافران دشمن آشكار شما هستند.
تفسیر آیه
این آیه درباره نماز مسافر سخن مى گوید: در این آیه شریفه از سفر تعبیر به (ضرب فى الارض ) شده است ، زیرا مسافر زمین را به هنگام سفر با پاى خود مى كوبد (87) پس در این ایه شریفه مى فرماید هنگامى كه مسافرت مى كنید مانعى ندارد كه نماز را كوتاه كنید،
در اینجا سوالى پیش مى آید و آن اینكه در آیه فوق مسئله نماز قصر،مشروط به ترس از خطر دشمن شده است در حالى كه در مباحث فقهى مى خوانیم نماز قصر حكم عمومى است و تفاوتى در آن مبان سفرهاى خوفناك یا امن و امان نمى باشد، روایات متعددى كه از طرق شیعه و اهل تسنن در زمینه نماز قصر وارد شده است نیز این عمومیت را تایید مى كند. (88)
در پاسخ باید گفت : ممكن است مقید ساختن حكم قصر به مسئله ((خوف )) به خاطر یكى از چند جهت باشد.
الف - این قید ناظر به وضع مسلمانان آغاز اسلام است و به اصطلاحى قید غالبى است ،یعنى غالبا سفرهاى آنها توام با خوف بوده و همانطور كه در علم اصول گفته شده ((قیود غالبى )) مفهوم ندارند، چنانچه در آیه (و ربائبكم اللاتى فى حجوركم ) (89) (دختران همسرانتان كه در دامنتان بزرگ مى شوند بر شما حرامند). نیز با همین مسئله روبرو مى شویم زیرا ((دختر همسر)) مطلقا جز محارمند، خواه در دامان انسان بزرگ شده باشند یا نه ، ولى چون غالبا زنان مطلقه اى كه شوهر مى كنند جوانند و فرزندان خردسالى دارند كه در دامان شوهر دوم بزرگ مى شوند قید (فى حجوركم ) (در دامانتان ) در آیه مزبور ذكر شده است .
ب - بعضى از مفسران معتقدند كه مسئله نماز قصر نخست به هنگام خوف (طبق آیه فوق ) تشریع شده است ، سپس این حكم توسعه پیداكرده و به همه موارد عمومیت یافته است
ج - ممكن است این قید، جنبه تاكید داشته باشد یعنى نماز قصر براى مسافر همه جا لازم است اما به هنگام خوف از دشمن تاكید بیشترى دارد و در هر حال شك نیست كه با توجه به تفسیر آیه در روایات فراوان اسلامى نماز مسافر اختصاصى به حالت ترس ندارد و به همین دلیل پیامبر علیه السلام نیز در مسافرتهاى خود و حتى در مراسم حج (در سرزمین منى ) نماز شكسته مى خواند. (90)
نكته دیگر اینكه در بعضى از روایات نیز به این موضوع اشاره شده است كه كوتاه خواندن نماز در سفر یك نوع تخفیف الهى است ، ادب ایجاب مى كند كه انسان این تخفیف را رد نكند و نسبت به آن بى اعتنایى به خرج ندهد،در روایات اهل تسنن از پیغمبر صلى الله علیه و آله نقل شده كه درباره نماز قصر فرمود:
((صدقه تصدق الله بها علیكم فاقبلوا صدقته )) (91)
(این هدیه اى است كه خداوند به شما داده است آنرا بپذیرید) نظیر این حدیث در منابع شیعه نیز وارد شده است ،
امام صادق علیه السلام از پیامبر نقل مى كند كه فرمود ((افطار در سفر و نماز قصر از هدایاى الهى است ، كسى كه از این كار صرفنظر كند هدیه الهى را در كرده است . (92)
نكته دیگر كه باید به آن توجه داشت این است كه بعضى چنین تصور كرده اند كه آیه فوق حكم نماز خوف (نماز در میدان چنگ و مانند آن ) را بیان مى كند و تعبیر به (ان خفتم ) را گواه براى مطلب گرفته اند. ولى جمله (اذا ضربتم فى الارض ) مفهوم عامى دارد كه هرگونه مسافرتى را شامل مى شود خواه مسافرت عادى باشد یا مسافرت براى جهاد،به علاوه حكم نماز خوف به طور جداگانه اى و مستقل در آیه بعد آمده است و تعبیر به (آن خفتم ) همانطور كه گفتیم یك نوع قید غالبى است كه در غالب مسافرتهاى آن زمان براى مسلمانان وجود داشته است بنابراین دلالتى بر نماز خوف ندارد،به علاوه در میدان جنگ همیشه خوف و از حملات دشمن وجود دارد و جاى این نیست كه گفته شود ((اگر بترسید كه دشمن به شما حمله كند )) و این خود گواه دیگرى است كه آیه اشاره به تمام سفرهایى مى كند كه ممكن است خطراتى در آن وجود داشته باشد ضمنا باید توجه داشت كه شرایط نماز مسافر، مانند شرایط و خصوصیات سایر احكام اسلامى در قرآن نیامده است بلكه در سنت به آن اشاره شده است از جمله اینكه نماز قصر در قران نیامده است بلكه در سنت به آن اشاره شده است از جمله اینكه نماز قصر در سفرهاى كمتر از هشت فرسخ نیست ، زیرا در آن زمان مسافر در یك روز معمولا هشت فرسخ راه را مى كرد و نیز افرادى كه همیشه در سفرند و یا سفر جز برنامه زندگانى آنها شده است از این حكم مستثنى هستند زیرا مسافرت براى آنها جنبه عادى دارد نه جنبه فوق العاده . و نیز كسانى كه سفرهایشان سر معصیت است مشمول این قانون نمى باشند. زیرا این حكم یك نوع تخفیف الهى است و كسانى كه در راه گناه ،راه مى پرسند نمى توانند مشمول اند باشند. و نیز مسافر تا به حد ترخیص نرسد (نقطه اى كه صداى اذان شهر را نشنود و یا دیوارهاى شهر را نبیند ))نباید نماز قصر بخواند، زیرا هنوز از قلمرو شهر بیرون نرفته و عنوان مسافر به خود نگرفته است و همچنین احكام دیگرى در كتب فقهى مشروحا آمده و احادیث مربوط به آن را محدثان در كتب حدیث ذكر كرده اند. (93)
داستان آیه 
امام خمینى (ره ) در مسافرت و نماز
این خاطره مربوط به وقتى است كه از عراق مى خواستیم به كویت برویم . زمانیكه مانع از رفتن ما شدند، برگشتیم . امام آن زمان 80 سالشان بود، از ساعت پنج صبح براى اینكه نجف اشرف با خبر نشوند. بین الطلوعین حركت كردیم به سوى كویت ،در مرز كویت ما را راه نداند، ما برگشتیم به مرز عراق ، در آنجا به بدترین وجه با امام برخورد كردند، حتى یك اتاق كه امام استراحت بكند به ما ندادند. سرانجام امام عبایشان را انداختند در كنار یك اتاق مخروبه كه آنجا بود و دراز كشیدند. ساعت یازده دوازده شب بود كه از بغداد گفتند به بصره بر گردید. ما به بصره برگشتیم ، ساعت یك یا یك و نیم بعد از نیمه شب به بصره رسیدیم ، یك ساعتى طول كشید تا مقدمات كار را انجام بدهیم بالاخره ساعت دو بود كه امام خوابید طولى نكشید كه من یك مرتبه دیدم زنگ ساعت به صدا درآمد، وقتى ساعت را نگاه كرد دیدم ساعت چهار بعد از نیمه شب است و امام براى نماز شب بلند شدند. یك پیر مرد كه از پنج صبح تا ساعت دو بعد از نصف شب نخوابیده ،وقتى كه مى خواهد بخوابد بارى اینكه یادش باشد ساعت را كوك مى كند كه براى نماز شب بیدار شود 94